محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
251
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر غزوهء فتح مكّه چنين گويند كه پيغمبر عليه السّلام به حديبيه صلح كرده بود با قريش ، و چنين شرط كرده بود كه با پيغمبر عليه السّلام حرب نكنند ، و كس را از دشمنان او بر حرب او نيرو نكنند ، و كس را بر حرب او تحريض نكنند و يارى ندهند نه به سلاح و نه به مرد ، و كسى كه اندر حلف و عهد پيغمبر بود ايشان با او حرب نكنند و كس را بر ايشان نيرو نكنند . و به مكّه اندر دو حىّ بودند و اندر حلف پيغمبر بودند يكى خزاعه و يكى بنى بكر بن كنانه . و هميشه خزاعه اندر حلف بنى هاشم بودندى ، و بنو بكر به عهد بنو اميّه و بنو مخزوم و گروه قريش . پس چون به حديبيه صلح بكردند ، بنى خزاعه گفتند ما حلفاى پيغمبريم و اندر عهد اوييم . پيغمبر بپذيرفت تا ايشان اندر عهد و زينهار او باشند اندر مكّه ، هر چند كه اندر دين او نبودند . و بنى بكر گفتند ، اندر حلف و زينهار نيستيم ، و همه بر اين بپراگندند . و پيغمبر باز گشت . و ميان بنى بكر و خزاعه به جاهليّت اندر پيش از مسلمانى عداوتها و خون ريختنهاى بسيار بوده بود ، و اين خزاعه از بنى بكر يك تن كشته بودند . پس چون پيغمبر را عليه السّلام پيغمبرى آمد ، خلق همه بدان حديث مشغول شد ، و اين حديث ميان خزاعه و بنى بكر بماند . چون پيغمبر عليه السّلام صلح كرد با قريش